مرجع مقالات واخبار جالب مذهبی
وبلاگ بروز brooz.orq.ir

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

صفحات جانبی

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

بررسی افسانه جزیره خضراء - 4

در چند مقاله‏ی پیشین درباره‏ی «جزیره‏ی خضراء» و تطبیق ناروای آن با مثلث برمودا» ، مباحثی مطرح شد. قسمتی از آن مقاله‏ها، اشكالات سندی و متنی داستان و بخشی از آن‏ها، بیان ویژگی‏های تاریخی، جغرافیایی، سیاسی منطقه‏ی موسوم به «مثلث‏برمودا» بود

 

در چند مقاله‏ی پیشین درباره‏ی «جزیره‏ی خضراء» و تطبیق ناروای آن با مثلث برمودا» ، مباحثی مطرح شد. قسمتی از آن مقاله‏ها، اشكالات سندی و متنی داستان و بخشی از آن‏ها، بیان ویژگی‏های تاریخی، جغرافیایی، سیاسی منطقه‏ی موسوم به «مثلث‏برمودا» بود. وجود ده‏ها شهر و بندر و تردد هزاران كشتی و قایق و هواپیما به آن منطقه و برگزاری بزرگ‏ترین مسابقات قایقرانی از سواحل آمریكا تا جزیره‏ی برمودا، گواه كاملی است‏بر این كه آن چه در دهه‏های پنجاه و شصت میلادی در برخی مطبوعات و رسانه‏های معتبر! انتشار یافته، فضا سازی امریكایی‏ها برای ایجاد تشنج در منطقه و نا امن نشان دادن آن بوده است تا از یك سو با عملیات مرموزانه، با انقلاب كوبا مقابله كنند و از سویی دیگر، با القای فضای ناامن، زمینه‏ی حضور بیش‏تر خود را در منطقه فراهم سازند. شبیه این موضوع را در زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و پس از آن در منطقه‏ی خلیج فارس، مشاهده می‏كنیم. با تلقین ناامنی، ناوهای آمریكایی و متحدان‏اش، روانه منطقه شدند و اهداف خود را دنبال كردند. خوانندگان و كسانی كه مایل به پژوهش در این زمینه هستند، می‏توانند با استفاده از شبكه‏ی جهانی اینترنت و جست و جوی كلمه‏ی [BERMODA] اطلاعات كاملی از وضعیت كنونی منطقه برمودا و جزایر مختلف آن به دست آورند و حتی بلیط هواپیما و كشتی و هتل را در آن منطقه رزرو كنند. وضعیت كنونی جزایر برمودا برمودا، یك مستعمره‏ی خودگردان بریتانیایی در اقیانوس اطلس شمالی است. این منطقه، مجمع الجزایری متشكل از هفت جزیره‏ی اصلی و صد و هفتاد جزیره‏ی كوچك و صخره‏ای است. این مجموعه، در هزار و پنجاه كیلومتری كیپ‏هاترآس (كارولینای شمالی در ایالات متحده) واقع شده است. این مجمع الجزایر، چهل كیلومتر طول و كم‏تر از هزار و ششصد متر، پهنا دارد. همیلتون، مركز این مجمع الجزایر است. (1) وضعیت اقتصادی تكیه گاه اصلی اقتصاد برمودا، گردشگری است. گردشگران، با وسائل اقیانوس پیما كه در امتداد خیابان اصلی پهلو می‏گیرند و یا با خطوط هوایی كه در هشت مایلی شمال شرق است، به شهر می‏رسند. دریانوردی دریانوردی با قایق‏های بادبانی، مسابقات قایق‏های بادبانی، در نوع‏های مختلف برگزار می‏گردد: - مسابقه‏ی عبور از اقیانوس آرام; - قایق رانی دور جهان; - مسابقه‏ی برمودا; - مسابقه‏ی جام امریكا. از مهم‏ترین و عمده‏ترین مسابقات جهانی، قایقرانی در اقیانوس با قایق‏های بادی است. این مسابقات، از سال 1906 میلادی آغاز شده است و از سال 1924 میلادی، جز در خلال جنگ دوم جهانی، در یك مسیر هزار و صد و هفتاد و شش كیلومتری، از نیوپورت آمریكا تا برمودا برگزار می‏گردد. بانی این مسابقات، باشگاه دریانوردی امریكا و باشگاه سلطنتی برمودا است. (2) آن چه نقل شد، از منابع معتبر جهانی است، نه برخی مطبوعات عراقی و یا افسانه پرداز غربی. (3) از آن چه گفته شد، این نظریه كه افسانه‏های مثلث‏برمودا بخشی از یك سناریوی تبلیغاتی علیه نظام‏های ضد امریكایی منطقه بود، بیش‏تر آشكار می‏گردد. این افسانه سازی‏ها، بویژه در سال‏های جنگ سرد كه انگیزه‏ی دو ابر قدرت شرق و غرب برای این گونه حركت‏ها، بیش‏تر بود، اوج داشته است. داستان دوم جزیره‏ی خضرا محدث نوری، در كتاب جنة الماوی، حكایت‏سوم، می‏گوید: در آخر كتاب التعازی، تالیف شریف زاهد، ابی عبدالله محمد بن علی بن الحسن بن عبدالرحمان العلوی الحسینی‏رضی الله عنه به نقل از عالم حافظ حجة‏الاسلام سعید بن احمد بن الرضی از شیخ مقری خطیر الدین حمزة بن المسیب بن الحارث آمده است كه: او (سعید بن احمد) می‏گوید، در خانه‏ی من، در محله‏ی ظفریه در مدینة السلام در هجدهم شعبان سال پانصد و چهل و چهار ه .ق ، خطیرالدین، برای من حكایت كرد كه استادم ابن ابی القاسم عثمان بن عبدالباقی بن احمد الدمشقی در هفدهم جمادی الاخری سال پانصد و چهل و سه گفت: استادم كمال الدین احمد بن محمد بن یحیی الانباری در خانه‏ی خود در مدینة السلام در شب دهم رمضان سال پانصد و چهل و سه، چنین نقل كرد: در ماه رمضان سال پانصد و چهل و سه، نزد وزیر عون الدین یحیی بن هبیرة بودیم. عده‏ای دیگر نیز نزد او بودند. وقتی افطار كردند و متفرق شدند، وزیر به ما دستور داد بمانیم. مردی نیز آن شب، در مجلس حضور داشت كه ما او را نمی‏شناختیم و قبلا ندیده بودیم. وزیر، بسیار به او احترام می‏گذاشت و به سخن او گوش می‏داد و به دیگران توجهی نداشت. سخن به درازا كشید تا آن كه دیر وقت‏شد و ما خواستیم بازگردیم، ولی بارش باران مانع شد و ما نزد وزیر ماندیم. سخن درباره‏ی ادیان و مذاهب پیش آمد و به اسلام و مذاهب گوناگون آن منتهی شد. وزیر گفت: «كم‏ترین طایفه، مذهب شیعه‏اند. در منطقه ما، ممكن نیست كه اكثریت‏با شیعه باشد.» . وزیر، در مذمت‏شیعه، سخن گفت و خدا را بر این كه آنان در دورترین نقاط نیز كشته می‏شوند، سپاس گفت. در این هنگام، شخصی كه وزیر، بسیار به او توجه داشت، به وزیر رو كرد و گفت: «برای شما سخنی بگویم درباره‏ی آن چه بحث می‏كردید یا آن كه لب فرو بندم؟» . وزیر ساكت‏شد و سپس گفت: «بگو آن چه داری!» . مرد ناشناس گفت: با پدرم در سال پانصد و بیست و دو، از شهر باهیه حركت كردیم. محل ما، روستاهایی دارد كه تاجران آن را می‏شناسند و هزار و دویست پارچه آبادی است و در هر آبادی، عده‏ی زیادی سكونت دارند. آنان، همگی، مسیحی هستند و حتی جزایری كه اطراف آنان است، همه، مسیحی‏اند. بزرگی سرزمین آنان، دو ماه راه است و میان آنان و خشكی، بیست روز فاصله است و همه‏ی كسانی كه در خشكی هستند نیز مسیحی‏اند. سرزمین ما، به «حبشه‏» و «نوبه‏» متصل می‏شود و آنان نیز، همگی مسیحی‏اند. سرزمین ما به سرزمین بربرها نیز متصل است و آنان، بر دین خودشان هستند... من، روم و افرنج را اضافه نمی‏كنم (یعنی، آنان نیز مسیحی‏اند.) . از شما پنهان نیست كه شام و عراق نیز مسیحی دارد. چنین پیش آمد كه ما، در دریا، سفر می‏كردیم و برای تجارت و كسب سود، به هر سو می‏راندیم تا آن كه به جزیره‏های بزرگ پر درختی كه دیوارهای زیبا و باغات و روستاهای فراوان داشت، رسیدیم. نخستین شهری كه رسیدیم و لنگر انداختیم، از ناخدا پرسیدیم: «این جزیره چیست؟» . گفت: «من، تا كنون، به این جزیره نیامده‏ام و آن را نمی‏شناسم.» . پیاده شدیم و به خیابان‏های آن شهر رفتیم. نام شهر را پرسیدیم. گفتند: «مباركه است.» . گفتیم: «نام حاكم چیست؟» . گفتند: «طاهر.» . گفتیم: «پایتخت آن كجا است؟» . گفتند: «زاهره.» . پرسیدیم: «زاهره كجا است؟» . گفتند: «فاصله‏ی ده شب از راه دریا است و بیست و پنج روز از خشكی. مردم آن سامان، همگی، مسلمان‏اند.» . گفتیم: «چه كسی زكات مال ما را می‏گیرد (مالیات) تا شروع در داد و ستد كنیم؟» . گفتند: «نزد نایب سلطان بروید.» گفتیم: «اعوان او كجا هستند؟» . گفتند: «او دار و دسته ندارد. او، در خانه‏ی خود زندگی می‏كند و همه، نزد او می‏روند.» . تعجب كردیم و به خانه‏ی او راهنمایی شدیم. مرد صالحی را دیدیم كه عبایی بر دوش دارد و عبایی نیز فرش او است و دوات هم در پیش روی او قرار دارد و مشغول نوشتن است. سلام كردیم. گفت: «از كجا می‏آیید؟» . گفتم: «از فلان سرزمین.» . گفت: «همه‏ی شما؟» گفتیم: «نه; در میان ما، مسلمان، یهودی، نصرانی است.» . نایب گفت: «یهودی و نصرانی، جزیه بدهند، ولی با مسلمان بایستی درباره مذهب‏اش سخن بگوییم.» . از یهودیان و نصرانیان، جزیه گرفتند، ولی به مسلمانان گفتند مذهب‏تان را بگویید. وقتی آنان مذهب خود را گفتند، نایب گفت: «شما، مسلمان نیستید و اموال شما مصادره می‏شود. كسی كه به خدا و پیامبر و وصی او و امام زمان، ایمان نداشته باشد، مسلمان نیست.» . وقتی ما، همسفران خود را در خطر دیدیم، گفتیم: «اگر اجازه بفرمایید، ما نزد سلطان برویم؟» . او، پاسخ مثبت داد. به ناخدا گفتیم: «ما می‏خواهیم به زاهره برویم تا بلكه دوستان خود را نجات دهیم.» ، ولی ناخدا گفت: «من، راه را بلد نیستم.» . از شهر مباركه، راهنمایانی استخدام كردیم و سیزده روز و شب، طی مسیر كردیم تا آن كه قبل از طلوع فجر، راهنما، تكبیر گفت. افزود: «این، مناره‏های زاهر است.» . صبح، به شهر زیبایی وارد شدیم كه زیباتر از آن، چشم ما ندیده است: هوای لطیف و آب شیرین; شهری را دیدیم كه بر روی كوهی از سنگ سفید بنا شده بود; گرد آن، دیواری تا دریا كشیده بودند; نهرها، در شهرها و محله‏هایش جاری بود; گرگ و گوسفند، كنار هم بودند; بازارهای بزرگ; ارزاق فراوان; و رفت و آمد از دریا و خشكی از ویژگی‏های آن شهر بود.... وقتی صدای مؤذن بلند می‏شد، همه، به مسجد می‏شتافتند.... بالاخره، به حضور سلطان رسیدیم. سلطان، در باغی بود كه قبه‏ای در میان آن قرار داشت. در این هنگام، اذان گفته شد و باغ پر از نمازگزاران شد. مردم، او را «پسر صاحب الامر» می‏نامیدند. به ما خیر مقدم گفت و پرسید: «تاجر هستید یا میهمان؟» . گفتیم: «تاجر.» . گفت: «كدام یك مسلمان اید و كدام اهل كتاب؟» و پرسید: «مسلمانان، پیرو كدام مذهب‏اند؟» . شخصی به نام دربهان بن احمد اهوازی با ما بود. گفت: «من، شافعی‏ام و بقیه‏ی مسلمانان همراه ما نیز شافعی‏اند، مگر حسان بن غیث كه او مالكی است.» . سلطان، رو به آنان كرد و گفت: «... آیا غیر از اهل بیت، كسی از اهل كسا بوده است؟ ... آیه‏ی تطهیر در شان چه كسانی است؟ ...» . دربهان، كلام سلطان را قطع كرد و گفت: «ای پسر صاحب الامر! آیا می‏توانید نسب خود را بیان كنید؟» . سلطان گفت: «من، طاهر، پسر محمد بن الحسن، بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی هستم.» . ... مرد شافعی، غش كرد. پس از به هوش آمدن، به سلطان ایمان آورد. ما، هشت روز میهمان او بودیم و یك سال نیز نزد مردم آن شهر میهمان شدیم. در این مدت، دریافتیم كه این شهر [ و توابع آن ] مسیر دو ماه در خشكی و دریا است و پس از آن، شهری است‏به نام رائقه كه سلطان آن، قاسم بن صاحب الامر است. و سپس صافیه است كه سلطان آن، ابراهیم بن صاحب الامر است و سپس ظلوم است كه سلطان عبدالرحمان بن صاحب الامر است و سپس عناطیس است كه سلطان آن، هاشم بن صاحب الامر است... در همه‏ی این دیار، جز مؤمن شیعه یافت نمی‏شود... و جمعیت آنان به حدی است كه اگر همه‏ی دنیا جمع شوند، تعداد آنان، فزون‏تر است. ما، یك سال نزد آنان بودیم و منتظر ورود صاحب الامر شدیم; چون، معتقد بودند كه آن سال، سال آمدن او به زاهره است، ولی ما موفق نشدیم. ابن دربهان و حسان، در آن شهر ماندند تا او را زیارت كنند. وقتی «عون الدین وزیر» این داستان را شنید، برخاست و وارد اطاقی شد و یك یك ما را احضار كرد و گفت: «مبادا این داستان را بازگو كنید.» . ما نیز این داستان را تا پس از مرگ او بازگو نكردیم. الف) بررسی كتاب تعازی نویسنده‏ی كتاب، شریف زاهد ابی عبدالله محمد بن علی بن الحسن بن عبدالرحمان العلوی الحسینی است. نسخه‏ای از این كتاب، در خزانه‏ی رضوی علیه السلام بوده و محدث نوری، آن را استنساخ كرده است. این كتاب را، شریف ابوعبدالله محمد بن علی بن الحسن بن عبدالرحمان، در سال چهارصد و چهل و سه، برای ابوالحسین زید بن ناصر الحسینی روایت كرده است. (4) بنابراین، تالیف كتاب، در نیمه‏ی نخست قرن پنجم بوده است. مؤلف كتاب، معاصر سید رضی‏رحمهم الله، بوده است. صاحب الذریعة می‏نویسد: «نسخه‏ی مطبوع تاریخ بغداد، روایت صاحب كتاب التعازی است و مشایخ او در این نقل، ابی اسحاق ابراهیم بن احمد بن محمد معدل طبری است كه شریف رضی نیز قرآن را نزد او قرائت كرده است.» . (5) نتیجه این كه كتاب تعازی در قرن پنجم (سال 443 ه .ق) روایت‏شده، ولی نقل داستانی كه در پایان كتاب آمده، مربوط به سال پانصد و چهل و سه است; یعنی، یك صد سال، میان تالیف كتاب و داستانی كه در آن نقل شده، فاصله است. مسلم است كه این داستان را استنساخ كنندگان، در پایان كتاب آورده‏اند و هیچ ارتباطی به متن كتاب ندارد. ممكن است تصور شود كه لابد تاریخ نقل داستان، اشتباه است و داستان در چهار صد و چهل و سه نقل شده، ولی اشتباها، پانصد و چهل و سه نوشته شده است. این سخن، به دلایل مختلف، مردود است. - تاریخ‏ها، با حروف نوشته شده‏اند و نه اعداد، و چنین خطای فاحشی در نوشتار، بسیار بعید است. - راوی اصلی داستان «انباری‏» در سال چهار صد و چهل و سه، نه تنها به دنیا نیامده بوده، بلكه چه بسا ابوین او نیز هنوز به دنیا نیامده بودند. - «ابن هبیره‏» كه نام كامل او «یحیی بن محمد ابوالمظفر» و وزیر چند خلیفه‏ی عباسی بوده و داستان مورد بحث در جلسه او اتفاق افتاده، متولد 490 ه . ق و متوفای 560 ه . ق است. (6) وی، در سال 544 ه . .ق; به وزارت مقتضی لامر الله رسید. (7) ب) بررسی سلسله‏ی سند داستان - با توجه به آن چه كه درباره‏ی كتاب التعازی گفته شد، داستان مزبور، فاقد هر گونه استناد است; چرا كه صاحب التعازی آن را نقل نكرده، بلكه استنساخ كننده‏ای نامعلوم، آن را در پایان كتاب افزوده است كه اساسا معلوم نیست این خبر را از كجا و چه كسی شنیده است و آیا انتساب آن به اشخاص مذكور در سند، صحت دارد یا ندارد. - با چشم پوشی از اشكال بالا، اشخاص مذكور در سلسله‏ی سند داستان، شناخته شده نیستند و در كتاب‏های تراجم و رجال شیعه، ذكری از آنان به میان نیامده است. تنها شخصی كه شناخته شده و در كتب تراجم عامه، نام‏اش آمده، كمال الدین انباری است. كمال الدین ابوالبركات عبدالرحمان بن محمد بن ابی الوفا (513- 577) از اوان كودكی، به بغداد رفت و پس از تكمیل ادب، در نظامیه‏ی بغداد منصوب شد. او، تالیفاتی، مانند - اسرار العربیه، نزهة الادباء، تاریخ انبار، ... دارد. - شخصی كه در مجلس «ابن هبیره‏» ناقل خبر بوده است، نه تنها مجهول است، بلكه مسیحی بوده و با دیدن آن همه نشانه‏ها، باز بر عقیده‏ی خود باقی بوده است. حال چه گونه می‏توان بر خبر چنین شخصی از اهل كتاب، اعتماد كرد؟ آیا می‏توان برای اعتقاد به صحت چنین وقایعی، بر خبری كه از هر جهت مجهول است اعتماد كرد؟ ج) بررسی داستان از نظر محتوا و شرایط تاریخی زمینه‏های اجتماعی و روانی، از مهم‏ترین عوامل شكل‏گیری داستان‏ها است. سال‏های میانی قرن ششم (543) ویژگی‏هایی دارد كه توجه به آن‏ها، بسیاری از نقاط مبهم را روشن می‏كند. - میان خلافت عباسی و خلفای فاطمی و حكومت موحدان، در سرزمین‏های مغرب اسلامی و اندلس، رقابت‏بود. پس از انقراض فاطمیان مصر (567 ه .ق) «مرابطان‏» و نیز «موحدان‏» ، نهضت‏بزرگی را در مغرب و اندلس به راه انداختند. فاطمیان و نیز موحدان، جنبه‏ی شیعی داشتند و «محمد بن تومرت‏» كه بنیانگذار حكومت موحدان است (517 ه .ق) خود را از اهل بیت علیه السلام می‏دانست و به صراحت، خود را «مهدی موعود» می‏نامید. (8) از دغدغه‏های مهم دربار خلافت عباسی، رشد نهضت‏های شیعی و حركت‏های متاثر از آن بود. از همین رو، حركت عظیم موحدان، برای عباسیان، نگرانی جدی فراهم ساخته بود. ابن اثیر گوید: «وقتی خبر سقوط حكومت فاطمی به بغداد رسید (567 ه .ق) چند روز جشن برقرار شد و شادی بی اندازه‏ای صورت گرفت...» . (9) در متن داستان مورد بحث نیز می‏بینیم كه «ابن هبیرة‏» چه گونه اصرار دارد كه این خبر منتشر نشود و كسی باز گو نكند. چرا كه خبر از یك دولت‏شیعی و حكومت مقتدر آن، خوشایند دربار عباسی نبود. نكته قابل توجه آن كه نام «صاحب الامر» لقبی بود كه به «ابن تومرت‏» داده می‏شد! . ابن خلدون می‏نویسد: «مهدی [ابن تومرت] به نام امیرالمؤمنین خوانده می‏شد و وی، «صاحب الامر» بود» . (10) در داستان مورد بحث نیز، روی همین عنوان، تكیه می‏شود و این كه فرزندان صاحب الامر، در شهرهای مختلف بلاد مغرب، حكومت داشتند. عبدالمؤمن كه جانشین «ابن تومرت‏» بوده نیز به همین لقب خوانده می‏شده. فرزندان او، در همین سال‏ها، در اندلس و جزایر پیرامون آن حكومت می‏كردند. ابن اثیر گوید: «در این سال (551 ه .ق) عبدالمؤمن فرزندان خود را بر بلاد مختلف به حكومت گماشت... ابا سعید را بر سبتة و جزیره خضراء حاكم كرد و... (11) داستان‏هایی مانند داستان علی بن فاضل كه در سال ششصد و نود و نه، آن را نقل كرده و یا داستان دوم كه از شخصی مجهول در پانصد و چهل و سه بازگو می‏شود، گویای یك حقیقت‏اند. خبرهای سانسور شده از سوی حكومت عباسی و خواسته‏های سركوب شده‏ی شیعیان و سعی در كم نشان دادن آنان، زمینه را برای ابراز حقایق به صورت داستان‏هایی بهت‏انگیز، فراهم ساخته است. آن گاه اشخاصی كه بیش‏تر ناقل اخبار بودند تا ناقد و بصیر به شرایط و احوال، آن اخبار را در كتاب‏های خود گردآوردند و هر چند كه خود نیز سبت‏به نامستند بودن آن‏ها اقرار داشتند، ولی آن داستان‏ها، مستمسك برخی ساده‏لوحان برای ادعاهای واهی شد. تضیق و فشار بر شیعه در دو قرن پنجم و ششم هجری گرچه فشارهای حكومت عباسی بر شیعه در طول حكومت آنان وجود داشته، ولی در قرن پنجم و ششم و پس از رسمی شدن چهار مذهب فقهی عامه و گسترش حكومت‏های شیعه در نقاط مختلف، فشار دستگاه خلافت عباسی بر شیعیان فزونی یافت، به گونه‏ای كه افراد مذهب واقعی خود را پنهان می‏كردند و عملا انواع مختلف سانسور در جامعه اعمال می‏شد. درباره «علی بن حمدان‏» (م 546 ه) نوشته‏اند: «وی، از دانشمندان زمان خود بود و در دیوان محاسبات عباسیان سمت داشت و دارای كرسی تدریس بود و از خلیفه نیز لقب «كافی الكفاة‏» دریافت كرد، ولی خلیفه، بر برخی از نوشته‏های او كه نشان می‏داد او شیعه است، دست‏یافت و از همین رو، او را از كار بركنار و به زندان افكند تا این كه در زندان از دنیا رفت.» . (12) ظهور و گسترش تشیع در سراسر خاورمیانه، طی سده‏های نهم و دهم میلادی، روح مبارزه با تسنن را برانگیخت، حكومت‏های شیعی، یكی پس از دیگری، به قدرت می‏رسیدند. آل بویه، حمدانیان، قرامطه... فاطمیان اسماعیلی، افریقای شمالی تا خراسان و افغانستان و ماوراءالنهر را تحت نظارت داشتند... بغداد، در سده‏های دهم و یازدهم میلادی، كانون اختلاف و مبارزه‏ی سنی و شیعه شده بود (423- 381 ه .ق) . (13) دارالسلام و محله ظفریه دارالسلام، محله‏ای در بغداد بوده كه محل سكونت افراد حكومتی و كارگزاران دولت عباسی بوده است. لاپیروس می‏نویسد: بغداد نیز هم چون پایتخت‏های قبلی، از یك مركز محدود نظامی و حكومتی به صورت یك شهر بزرگ گسترش یافت. خلافت عباسی، در پی این تصمیم كه یك مركز اداری به نام مدینة‏السلام احداث كند، دو سكونت گاه بزرگ در حومه بغداد بنا كرد: یكی به نام «حربیه‏» و دیگری «كرخ‏» ... (14) ابن اثیر، ظفریه را از محلات بغداد معرفی می‏كند. او، در وقایع سال (554 ه .ق) می‏گوید: «در این سال، آب دجله، به قدری زیاد شد كه بعضی از محلات بغداد در آب غرق شد، از جمله قسمتی از ظفریه را نیز آب فرا گرفت.» . (15) غرض از توضیح مفردات این داستان، تصویر شرایطی است كه در آن شرایط، قصه نقل شده و وزیر عباسی، دستور كتمان آن را صادر كرده است. كرامت‏یا كشف و شهود برخی از كسانی كه به جای پیگیری معارف قطعی اسلام و منابع نورانی آن، به دنبال داستان‏های بی سند ولی پر از هیاهو هستند، سعی كرده‏اند داستان اول و دوم جزیره‏ی خضراء و یك سری قصه‏های دیگر را در كنار هم قرار داده و به عنوان مكاشفات و توفیقاتی كه برای برخی افراد حاصل گردیده، مطرح كنند. منبع فصلنامه انتظار شماره 4

 

 

 

بررسی افسانه جزیره خضراء -3

در دو شماره گذشته، موضوع »جزیره خضراء« از دو زاویه، مورد بحث قرار گرفت: . بررسی سند و متن داستان

در دو شماره گذشته، موضوع »جزیره خضراء« از دو زاویه، مورد بحث قرار گرفت: . بررسی سند و متن داستان؛ . بررسی تاریخی و جغرافیایی داستان. اختلاف در سند، تناقض‏در متن و نیز ریشه‏های تاریخی و روانی شكل‏گیری این داستان، از جمله مواردی بود كه بدان پرداخته شد. در این قسمت، داستان یاد شده، از زاویه دیگری مورد بحث قرار خواهد گرفت. مثلث برمودا در جنوب غربی ایالات متحده آمریكا، منطقه‏ای وجود دارد كه به مثلث برمودا معروف است. رسانه‏های غربی، با افسانه سازی‏های جهت دار درباره آن، خواسته‏اند این منطقه را، منطقه‏ای مرموز و پرخطر قلمداد كنند. در این مقاله ضمن بررسی این موضوع، تطبیق نابه‏جای آن بر »جزیره خضراء« مورد نقد و ارزیابی قرار خواهد گرفت. موقعیت جغرافیایی برمودا «Bermuda» در مقابل ایالت‏های جورجیا، كارولینا و فلوریدای آمریكا، جزایری به نام »برمودا« وجود دارد. در جنوب این جزایر، جزایر باهاما، پرتوریكو، دومینیكن، هائیتی، جامائیكا و كوبا قرار دارد. جزایر »برمودا«، با 54/4 كیلومتر در 934 كیلومتری شرق سواحل آمریكا قرار دارد و متشكل از 150 جزیره مرجانی است كه فقط بیست مورد آن قابل سكونت است. جمعیت آن حدود، 650000 هزار نفر و نژاد مردم آن سیاه، سفید و دورگه است. اكثر مردم آن جا پروتستان است و هامیلتون مركز آن می‏باشد. »برمودا« از قدیمی‏ترین مستعمرات انگلستان است. مثلث برمودا این مثلث، یك مثلث فرضی است كه رأس آن، جزایر برمودا و قاعده آن، ایالات متحده آمریكا )ایالت‏های جنوب شرقی( و اضلاع آن كشورهای كوبا، هائیتی، دومینیكن و جامائیكا را شامل می‏گردد.(1) وضعیت كشورهای واقع در منطقه مثلث برمودا كوبا - با بیش از 160 جزیره - در جنوب سواحل فلوریدای آمریكا و شمال غرب دریای كارائیب واقع شده است. جمعیت آن در سال 1979 م. حدود ده میلیون نفر بوده است كه اكثراً مسیحی‏اند و زبان آن اسپانیولی است. تاریخچه كوبا كریستف كلمب در 1492 م. سواحل شرقی كوبا را كشف كرد. در آن زمان، یك میلیون نفر سرخ‏پوست در آن جا زندگی می‏كردند. در سال 1511 م. اسپانیایی‏ها كوبا را مستعمره خود قرار دادند. با كاهش جمعیت بومی جزیره )در اثر كشتار و فشار استعمارگران(، اسپانیایی‏ها شروع به وارد كردن بردگان آفریقایی كردند. كوبا، از سال 1950 م. به بعد مركز اجتماع كشتی‏های حامل غنایمی شد كه از دنیای جدید، به دست می‏آمد. دریانوردان فرانسوی و انگلیسی، پیوسته برای اسپانیایی‏های كوبا، ایجاد مزاحمت می‏كردند. این كشور، در قرن هفدهم محل رقابت شدید، قدرت‏های اروپایی بود. مبارزه كوبایی‏ها، برای استقلال در سال‏های 1820 م. با فراز و نشیب همراه بود و اسپانیایی‏ها، با شدت و خشونت، استقلال طلبان را سركوب می‏كردند. هزاران كوبایی به آمریكا گریختند و یا تشكیل انجمن‏های سری، مبارزات چریكی خود را آغاز كردند كه ده سال به طول انجامید؛ ولی تسلط اسپانیایی‏ها بر كوبا باقی ماند. ایالات متحده آمریكا، علاقه‏مند بود كه كوبا را به خود ملحق سازد؛ ولی جنگ‏های داخلی آمریكا مانع آن شد. در فوریه 1898 م. كشتی زره‏پوش متعلق به نیروی دریایی آمریكا، در ساحل هاوانا منفجر شد و این بهانه‏ای گردید تا آمریكا، به جنگ كوتاه مدتی با اسپانیا بپردازد. تجهیزات اسپانیایی‏ها در سانتیاگو، منهدم شد و بالاخره آنان در معاهده پاریس 1898 م. كوبا و پروتوریكو را به آمریكا واگذار كردند. از این پس، كوبا به وسیله آمریكایی‏ها اداره می‏شد. آنان پایگاهی در »گوانتانامو« ایجاد كردند )كه هم اكنون نیز در دست آمریكا است(. در سه دهه اول قرن بیستم (1900 تا 1930) بارها نظامیان آمریكا در كوبا مداخله كردند. حكومت دست‏نشانده آنان در »كوبا«، با اختناق تمام، سلطه آمریكا را برقرار می‏ساخت. مالكیت آمریكایی‏ها بر بیشتر بخش‏های اقتصادی كوبا، مشكلات این كشور را به صورت حادی در آورد و سرتاسر كوبا، پر از فساد، فقر، قمار و انحرافات جنسی گردید. مبارزه مردمی كوبائیان، به رهبری كاسترو، با شدت تمام از جانب دولت دست نشانده و نیروهای آمریكایی، سركوب شد؛ ولی كاسترو در سال 1959 م توانست پس از نبردهای فراوان، وارد »هاوانا« شده، و قدرت را به دست گیرد. در 25 اكتبر همان سال، هاوانا به وسیله هواپیماهای مزدورانی كه از سوی آمریكا سازمان یافته بودند، بمباران شد. كاسترو نیز اموال آمریكایی‏ها را - كه مالك 90 املاك و اكثر بخش‏های اقتصادی و مهم كوبا بودند، مصادره كرد. فشارهای آمریكا، كوبا را به انعقاد قرارداد با شوروی واداشت. آمریكا با سازمان‏دهی هزاران كوبایی گریخته از آن كشور، به كوبا حمله كرد و جنگ خلیج خوك‏ها را به وجود آورد. در این حمله، مزدوران آمریكایی، دچار شكست سختی شدند. در 1962 م. شوروی، پاسگاه موشكی در كوبا ایجاد كرد كه خطر جنگ سوم جهانی را به وجود آورد و با تهدیدات آمریكا، شوروی پایگاه‏های خود را تعطیل كرد. هائیتی (Haiti) »هائیتی« نیز از مستعمرات اسپانیا بود. رقابت بین استعمارگران اروپایی، موجب بروز جنگ‏های متعددی، در این منطقه شد. فرانسویان و انگلیسی‏ها، به حمایت از دزدان دریایی، به آزار اسپانیایی‏ها می‏پرداختند؛ بالاخره فرانسویان آن جا را متصرف شدند و تا اوایل قرن نوزدهم، هائیتی را در استعمار خود داشتند. مبارزات طولانی مردم و برده‏ها در هائیتی، با قساوت تمام به وسیله فرانسویان سركوب شد. هائیتی اكنون از كشورهایی است كه زیر سلطه آمریكا قرار دارد و به عنوان ایالت پنجاه و دوم آن كشور، شناخته می‏شود.(2) باهاما (Bahamas) باهاما، شامل حدود 70 جزیره و 2000 جزیره صخره‏ای است. كریستف كلمب در 1492 م. آن را كشف و به اسپانیا ملحق كرد. در قرن هفده و هیجدهم میلادی، بین انگلیس و اسپانیا، جنگ‏هایی بر سر »باهاما« روی داد كه منجر به تصرّف آن‏ها در سال 1783 م. به وسیله انگلیس شد. باهاما، به مدت 190 سال، تحت الحمایة انگلیس بود تا این كه در سال 1973 م. به استقلال رسید. جامائیكا و دومینیكن وضعیت این كشورها نیز كمابیش، همانند كوبا، باهاما و هائیتی بود. رقابت استعمارگران اروپایی و ظهور قدرت جدیدی به نام »ایالات متحده آمریكا« در مجاروت آن‏ها، شرایط زیر را برای این منطقه فراهم كرد: . كودتاهای متعدد متكی به نفوذ استعمارگران؛ . رقابت‏های فشرده نظامی به ویژه در دریاهای منطقه؛ . مبارزات مستمر و پی‏گیر مردم به شكل‏های مختلف نظامی و سیاسی. جنگ سرد پس از پایان جنگ جهانی دوم و با ظهور دو قدرت بزرگ )آمریكا و شوروی( و تقسیم مناطق مختلف جهان در بین خود؛ شرایط بروز جنگ سرد و رقابت‏های مختلف سیاسی - اقتصادی و نظامی در بین این دو قدرت، آغاز شد. هر كدام از این قدرت‏ها، در پی بسط نفوذ خویش و حفظ آن - به ویژه در مناطق استراتژیك - بودند. از جمله مناطق بسیار مهم، منطقه »مثلث برمودا« بود؛ چرا كه با فاصله كمی در نزدیكی ایالات متحده آمریكا قرار داشت و منطقه‏ای كاملاً مهم و سوق‏الجیسی، برای تسلّط بر اقیانوس اطلس، دریای كارائیب، آمریكای مركزی و لاتین به شمار می‏رفت. سوابق استعماری آمریكا، در این منطقه موجب بروز حركت‏های رهایی‏بخش گسترده‏ای شد و شوری نیز - كه شرایط را برای حضور در این منطقه مساعد می‏دید - با پشتیبانی از این حركت‏ها، جای پای خود را در منطقه، محكم كرد و در سال‏های جنگ سرد، كوبا و مثلث »برمودا« را، به عنوان یكی از مناطق مهم این مرحله از قرن بیستم، مطرح ساخت. تحریك ضد انقلابیان و ایجاد درگیری‏های مختلف در منطقه، از دیگر حوادث دهه‏های 1970 - 1950 میلادی است. افسانه‏سازی‏های استعمارگران سال‏های طولانی حضور استعمارگران در این منطقه و رقابت‏های موجود در بین آن‏ها و مبارزات و سركوب هایی كه صورت می‏گرفت؛ زمینه را برای پیدایش افسانه‏ها و تخیّلات فراهم كرد؛ به طوری كه بسیاری از حوادث به وجود آمده؛ به عوامل ناشناخته، نسبت داده می‏شود. از دیگر مواردی كه باید دزدان دریای در این دوره مورد توجه قرار داد، موضوع دزدان دریایی و حمایت رقیبان استعماری از آن‏ها برای ضربه زدن به منافع رقیب است. طبیعی است كه این دزدان دریایی، مایل نبودند از خود نام ونشان به جا بگذارند؛ بلكه صرفاً به دنبال اهداف خویش بودند. مجموعه این عوامل، فضایی ابهام‏آمیز و ترسناك را بر منطقه حاكم كرد و زمینه را برای شكل‏گیری »افسانه‏ها« و »انتساب حوادث به عوامل ناشناخته« آماده نمود. بررسی مدارك موجود با بررسی و پژوهش مدارك مربوط به حوادث »مثلث برمودا« روشن می‏شود كه ریشه بسیاری از آن‏ها، فقط در مطبوعات است؛ آن هم نه مطبوعاتی نامعتبر و غیرقابل اعتماد كه برای جلب مشتری و خوانند، و مطلبی را منتشر می‏سازند تا شمارگان بیشتری پیدا كنند. غیرقابل اعتماد بودن مداركی، مانند روزنامه‏ها و مجلات، در این گونه موضوعات، مسأله‏ای نیست كه نیازمند دلیل باشد؛ زیرا اگر كسی به این گونه رسانه‏ها اعتماد كند، به سرعت با سؤالات فراوان روبه‏رو خواهد شد. از این رو استناد به چنین مدارك و یا مدارك و عناوین ناشناخته، هیچ مطالب علمی را اثبات نمی‏كند. »مثلث برمودا« و آب و هوای آن مثلث برمودا و كشورها و مناطق واقع شده در آن، از نظر آب و هوا و جریان‏های دریایی، وضعیت ویژه‏ای دارند. جریان آب‏های گرم »گلف استریم« - كه از خلیج مكزیك آغاز شده و تا شمال دریای اطلس ادامه می‏یابد - یكی از این ویژگی‏ها است. این جریان آب گرم - كه با فشار زیاد، از خلیج مكزیك به سمت اقیانوس اطلس جریان دارد - شرایط خاصی را در منطقه ایجاد می‏كند. تلاطم آب دریا، غرش امواج، مه گرفتگی و... از جمله خصوصیات این جریان است. »گلف استریم« ( Gulf Stream) مهم‏ترین جریان دریایی است كه از خلیج مكزیك )واقع بین كوبا و فلوریدا( شروع می‏شود. این جریان با سرعت پنج كیلومتر در ساعت، حركت می‏كند و پهنای آن 145 كیلومتر است. ژرفای آن در برخی نقاط، به 800 متر می‏رسد و در هر دقیقه، دو بلیون تن آب را در امتداد سواحل »فلوریدا« بر روی هم می‏خزاند. »گلف استریم«، در امتداد ساحل اقیانوس اطلس )در اطراف آمریكا( حركت می‏كند. سپس از دماغه »كاد« )در ماساچوست( گذشته، به طرف مشرق می‏پیچد، آن گاه عرض اقیانوس اطلس را طی می‏كند و بر عرض آن افزوده می‏شود. در آن جا حرارتی كه از نواحی گرمسیر با خود آورده بود، از دست می‏دهد و به شعبه‏های زیادی تقسیم می‏شود. یكی از آن‏ها، سواحل »ایسلند« را می‏شوید و دیگری كرانه‏های »انگلستان و نروژ« را در می‏نوردد و در آن جا یخ‏های قطبی را به عقب می‏راند وشاخه بزرگی از آن نیز در امتداد سواحل آفریقا، به جنوب می‏پیچد.(3) خصوصیت دیگر آن، وزش طوفان‏های موسمی است كه با سرعت بالای یكصد كیلومتر، در این مناطق می‏وزد. شدّت این جریانات، به حدی است كه در موارد متعددی، ایالات شرقی آمریكا را نیز دربرمی‏گیرد وموجب بروز خسارات فراوان، در این منطقه می‏گردد. نتیجه‏گیری از مجموع مطالب گذشته، روشن می‏شود كه »مثلث برمودا«، به دلیل شرایط مختلف سیاسی، نظامی و جغرافیایی، منطقه‏ای حادثه‏خیز است و به همین دلیل و نیز وجود انگیزه‏های سیاسی برای مخفی ماندن عوامل حادثه ساز، باعث شكل‏گیری افسانه هایی در اذهان مردم و سپس در مطبوعات و رسانه‏ها شده است. مناطق دیگر خطرخیز جهان در برخی نقاط كره زمین نیز محدوده‏هایی یافت می‏شود كه »خطرخیز« هستند و به جهت حوادثی كه در آن رخ داده است، شهرتی كسب كرده‏اند؛ مانند »مثلث شیطان« در اقیانوس آرام و در نزدیكی‏های ژاپن قرار دارد و به دلیل كثرت حوادث دریایی در آن به »مثلث شیطان« معروف شده است. ترافیك سنگین هوایی و دریای منطقه برمودا »جزیره برمودا« - سالانه پذیرای صدها هزار جهانگرد است - و نیز سایر مناطق واقع شده در »مثلث برمودا«، از پرترافیك‏ترین مناطق دریایی و هوایی جهان به شمار می‏آید. ده‏ها خط هوایی، روزانه به این منطقه پرواز دارند و صدها خط دریایی در این منطقه، به حمل مسافر و بار مشغول‏اند و هیچ توجهی به افسانه‏های ساخته شده درباره »مثلث برمودا« ندارند.(4) تبلیغات استعماری استعمارگران و ابرقدرت‏های جهان - به ویژه آمریكا و رسانه‏های غربی - هر زمان كه سیاست‏شان اقتضا كند، فضاهایی را ایجاد می‏كنند كه بسیار اغفال كننده و وارونه نشان دهنده حقایق است. در مورد »برمودا« نیز همین پدیده - به دلایلی كه قبلاً گذشت - اتفاق افتاده است. مثال مشهور و جاری این مدعا، تبلیغات فریبكارانه آمریكا درباره تروریسم است. مجموعه تبلیغات جهانی درباره »تروریسم« برای كسی كه آن روی سكه را ندیده باشد، تردیدی باقی نمی‏گذارد كه فلسطینان، حزب الله و...، ترووریست هستند و آمریكا و اسرائیل، از خود دفاع می‏كنند! تبلیغات جهت دار، درباره »مثلث برمودا« و حادثه‏های آن نیز برای برخی افراد بی‏اطلاع و یا افسانه‏گرا، چنین تخیلی را پیش آورده كه واقعاً در آن جا خبر ویژه‏ای است. برای مثال همین شرایط، زمینه را برای سوءاستفاده برخی از فرصت‏طلبان، فراهم می‏ساخت. آنان با اختفای كشتی‏های خود، خبر از ناپدید شدن آن می‏دادند و از شركت‏های بیمه، غرامت دریافت می‏كردند. سپس همان كشتی را با نام دیگر و تغییر بعضی از ظواهر، در نقطه‏ای دیگر به ثبت رسانده و مجدداً می‏فروختند و یا از آن بهره‏برداری می‏كردند. گزارش‏های نظامی یكی از مستندات داستان‏سرایان »مثلث برمودا«، گزارش‏های نظامی است. گرچه به نظر می‏رسد بیشتر آنان، ساختگی و بدون مدرك باشد؛ ولی این نكته روشن است كه »مسائل نظامی« از اخبار سرّی به شمار می‏رود و در بسیاری از موارد، پس از خبرهای ساختگی نظامی، به جهت ردگم‏كردن و پوشش دادن به حركات نظامی، انتشار یافته است. بنابراین درمقوله خبرهای نظامی، باید این مطلب مورد توجه باشد، خصوصاً وقتی سند اخبار رسانه‏ها باشد. موقعیت جزیره خضراء چنان كه در شماره‏های پیشین بیان شد، محل »جزیره خضراء« در دریای سفید مدیترانه( فعلی است. این وصف، از گذشته‏های بسیار دور، برای این دریا اطلاق می‏شد و هم اكنون نیز به همین نام خوانده می‏شود. دلیل آن نیز رسوبات سفید رنگ بستر دریا است؛ به گونه‏ای كه آب آن، سفید به نظر می‏رسد. چنان كه دریای سیاه و دریای سرخ نیز به همین دلیل، سیاه و سرخ نامیده شده‏اند . بنابراین محل »جزیره خضراء« در داستان جزیره با سواحل غربی اقیانوس اطلس و جزایر برمودا و امثال آن ارتباطی ندارند. خدشه بر چهره مهدویت و امام زمان گذشته از اشكالات متعدد و تاریخی داستان »جزیره خضراء«، تطبیق آن بر »مثلث برمودا« علاوه بر آن كه ترسیمی نادرست و غیرمعتبر است؛ چهره امام زمان )عج( را نیز مخدوش می‏سازد. آنچه در داستان »جزیره خضرا« آمده، آن است كه كشتی‏های دشمنان غرق می‏شود؛ نه این كه تعداد زیادی هواپیما و كشتی - آن هم بدون آن كه خصومتی داشته باشند - به قعر دریا فرستاده می‏شوند و یا از صحنه روزگار محو می‏شوند. چنین تصوراتی، اساساً با رسالت امام زمان )عج( و سیره آن حضرت و پدران گرامی‏اش، در تضاد كامل است. چه این كه غرق و نابود كردن اموال كسانی كه خصومتی با آن حضرت ندارند، كاری نیست كه در شأن پیشوایان معصوم‏علیه السلام باشد. بنای برباد و اقرار بر خداوند از جمله گناهان بسیار بزرگ، در واقع نسبت دادن دروغ و افترا، به خداوند و اولیای او است. قرآن مجید در موارد متعددی، این حقیقت را بیان فرموده است: »و من اظلم ممن افتری علی الله كذباً«؛ »چه كسی ستمكارتر است از كسی كه به خداوند دروغ ببندد«. اساس داستان »جزیره خضراء«، چیزی نیست كه بتوان آن را به امام زمان )عج( نسبت داد و بر حسب موازین شناخته شده، به هیچ وجه قابل اعتماد و استفاده نیست. با وجود این همه ضعف و كاستی، متأسفانه برخی افراد ساده لوح و سطحی‏نگر، نه تنها به این نكته توجه ندارند؛ بلكه با تطبیقی بی‏جا و نامعقول، چهره امام زمان )عج( را مخدوش نموده و آن را به گونه‏ای ترسیم می‏كنند كه هیچ نسبتی با شخصیت آن حضرت و پدران گرامی‏اش ندارد. در مورد »جزیره خضراء« و تطبیق نادرست آن بر »برمودا« باید گفت: یكم. اصل داستان غیر قابل قبول است؛ دوم. »جزیره خضراء« در دریای مدیترانه است، نه اقیانوس اطلس؛ سوم. وقایع »مثلث برمودا« ساخته رسانه‏های غربی و افسانه‏سازان است؛ چهارم. بر فرض كه افسانه‏های »برمودا« صحیح باشد، هیچ ربطی به امام زمان و مقام آن حضرت ندارد. ع پی‏نوشت‏ها: . محمود محبوب، گیتاشناسی كشورها. . مهرداد بهرتن، گنجینه فرهنگ و علوم، ج 1 ص 47. . گیتاشناسی كشورها. . برای اطلاع از خطوط هوایی دریایی برمودا به آدرس زیر در اینترنت مراجعه كنید:.Bermuda_online.or منبع فصلنامه انتظار شماره 3

بررسی افسانه جزیره خضراء -2


در قسمت نخست، خبر جزیره خضراء، از نظر سند و دلالت و اشكالات مختلفی كه بر آن وارد بود مطرح گردید. در این قسمت، داستان یاد شده از نظر تاریخی مورد بحث قرار خواهد گرفت تا حقایق فزون‏تری درباره آن داستان بر همگان آشكار گردد. 

در قسمت نخست، خبر جزیره خضراء، از نظر سند و دلالت و اشكالات مختلفی كه بر آن وارد بود مطرح گردید. در این قسمت، داستان یاد شده از نظر تاریخی مورد بحث قرار خواهد گرفت تا حقایق فزون‏تری درباره آن داستان بر همگان آشكار گردد. موقعیت تاریخی داستان - سال 699 ه. ق نقل كننده این داستان، مدعی است كه در این سال، خبر را از شخصی شنیده و سپس برای اطمینان، به نزد «علی بن فاضل‏» رفته تا خود بدون واسطه، خبر را از او بشنود. فرض می‏كنیم كه واقعا، این ملاقات انجام شده باشد و «فضل بن علی‏» ، «علی بن فاضل‏» را ملاقات كرده باشد. بر این اساس، بایستی سفر «علی بن فاضل‏» به اندلس، در حدود دهه‏های پایانی قرن ششم ه. ق صورت پذیرفته باشد چرا كه واقعه مذكور در زمان تحصیل «علی بن فاضل‏» بوده و علی القاعده با گذشت‏سال‏هایی، این واقعه را برای دیگران نقل كرده است. ویژگی‏های تاریخی قرن ششم ه. ق دهه‏های پایانی این قرن، دوران زوال و ضعف خلافت عباسی است و حكومت‏سلجوقی نیز كه در ظاهر، زیر فرمان خلافت عباسی بود ولی عملا همه شؤون آن را اداره می‏كرد، رو به ضعف و فروپاشی نهاد. دولت عظیم سلجوقی، به دولت‏های متعدد و درگیر با هم تقسیم شد. این وضعیت، از سویی زمینه عرض اندام بیش‏تر خلفای عباسی را فراهم ساخت تا به فكر احیای اقتدار گذشته خویش باشند - كه البته میسر نشد - و از سوی دیگر صلیبیان را تحریك كرد تا بر بلاد اسلامی هجوم برند و طایفه مغول را نیز بر آن داشت تا به سرزمین‏های اسلامی دست اندازی كنند. (1) حكومت مقتدر فاطمی (كه در مصر و شمال افریقا و سرزمین‏های مجاور آن حاكمیت داشت) نیز در نیمه قرن ششم، آخرین روزهای حیات خود را می‏گذراند و چهاردهمین خلیفه فاطمی (عاضد) در 567 ه .ق، پس از آن كه صلاح الدین ایوبی مصر را در اختیار گرفت، در گذشت و خلافت فاطمی به آخر رسید. (2) و بدین سان، پس از چند قرن، حكومت‏شیعی در مصر، پایان یافت. (3) در اواخر قرن پنجم ه .ق، در مغرب اقصی (تونس، الجزایر، مراكش) «مرابطین‏» حركت عظیمی را آغاز كردند; این حركت‏سیاسی، اجتماعی كه برای مدتی حكومت مقتدری تشكیل داد تا چند قرن ادامه داشت و مدت زیادی شاخه‏های این حركت، در اندلس حكومت می‏كرد. - دریای سفید و جزیره خضراء دریای سفید، همان دریای مدیترانه است كه در زبان عرب آن را «البحر الابیض المتوسط‏» می‏نامند. دلیل نام‏گذاری این دریا به «البحر الابیض‏» سفید بودن آب آن به دلیل نوع رسوبات دریا است. سخن از مصر و قاهره و الازهر و سفر دریایی به اندلس و بازگشت از اندلس به مغرب، در داستان جزیره خضراء، گواه آن است كه «دریای سفید» در این داستان، بدون شك همان «دریای مدیترانه‏» است. جزیره خضراء قسمتی از انتهای جنوب غربی اسپانیای فعلی (اندلس قدیم) است كه به همین نام در گذشته اشتهار داشته است و در حال حاضر نیز با نام [ALGEIRAS] شناخته می‏شود. تاریخچه‏ای از جزیره خضراء در این جا لازم است كه تاریخچه‏ای از جزیره خضراء بیان شود. در سال‏های حدود 90 ه ق، شخصی به نام «رودریك‏» (ردزیق) به جهت آن كه مردم اندلس و دولتمردان آن، به فرزندان پادشاه قبلی نظر نداشتند، در آن خطه به پادشاهی رسید. عادت والیان قسمت‏های مختلف اندلس، این بود كه فرزندان دختر و پسر خود را هت‏خدمت‏به پادشاه و تربیت در دربار، به «طلیطله‏» (تولدو) می‏فرستادند. این گروه، در آن جا ازدواج می‏كردند و به زندگی خود ادامه می‏دادند. «یولیان‏» ، حاكم «جزیره خضراء» و «سبتة‏» و...، نیز دختر خویش را به نزد «رودریك‏» فرستاد. «رودریك‏» از آن دختر بسیار خوشش آمد و با او خلوت كرد.دختر، داستان خود را برای پدر نوشت. «یولیان‏» از این ماجرا خشمگین شد و به جهت انتقام از «رودریك‏» ، نامه‏ای به «موسی بن نصیر» كه فرماندار «افریقا» از طرف «ولید بن عبدالملك‏» بود، فرستاد. و او را به «جزیره‏خضراء» و فتح‏اندلس دعوت كرد. «موسی بن نصیر» به جزیره خضراء آمد و با یولیان معاهده‏ای بست. یولیان نیز وضعیت اندلس را برای موسی تشریح كرد. «موسی بن نصیر» نامه‏ای به «ولید بن عبدالملك‏» نوشت و از او كسب تكلیف كرد. ولید به او نوشت كه در آغاز، پیشقراولانی برای كسب اخبار بفرستد و در دریای بی كران، مسلمانان را گرفتار نسازد. «موسی بن نصیر» مجددا به «ولید» نوشت كه در این جا، دریای وسیعی نیست‏بلكه خلیجی است كه آن طرفش معلوم است. منظور او، این بود كه فاصله بلاد مغرب تا اندلس، اندك است و تنها خلیجی كم عرض میان آن دو قرار دارد. موسی، پانصد نفر را با چهار كشتی به طرف اندلس فرستاد. آنان، در جزیره‏ای پیاده شدند آن جزیره را بعدا به نام فرمانده‏شان، «طریف‏» نامیدند. آنان، به جزیره خضراء حمله كردند و غنائم بسیاری به دست آوردند. در رمضان سال 91 ه ق، از آن جا بازگشتند. همین واقعه، سبب حركت مسلمانان برای فتح اندلس شد و موسی بن نصیر، «طارق‏» را به طرف اندلس فرستاد. «طارق‏» ، جزیره خضراء را فتح كرد. در این فتح، «یولیان‏» در خدمت او بود (4) موسی بن نصیر، در رمضان 93 ه .ق، پس از فتح اندلس به دست طارق، در مسیر اندلس وارد جزیره خضراء شد. در سال 123 ه .ق، زمانی كه «عبدالملك بن قطن‏» امیر اندلس بود، امیر منطقه «بربر» در افریقا، به او پناه آورد و هنگام مراجعت از «عبدالملك‏» كشتی‏هایی خواست تا خود و نیروهایش از اندلس خارج شوند. عبدالملك به آنان گفت، از كشتی‏های جزیره خضراء استفاده كنند. (5) در سال 143 «رزق بن نعمان‏» كه حاكم جزیره خضراء بود، به «سذوته‏» و «اشبیلیه‏» حمله كرد. (6) در سال 245 ه .ق مجوسیان سرزمین اندلس به جزیره خضراء حمله كردند و مسجد جامع آن جا را آتش زدند. (7) در سال 392 ه ق، «ابوعامر محمدبن ابی عامر» در گذشت. وی كه حاجب «هشام بن عبدالرحمان‏» بود، در زمان صدارت خود، پنجاه و دو نبرد در اندلس انجام داد. او، وزیر با كفایتی بود. اصل او، از جزیره خضراء بود. (8) در سال 407 ه .ق، «علی بن حمود بن ابی العیش بن میمون بن احمد بن علی بن عبدالله بن عمر بن ادریس بن عبدالله بن الحسن بن الحسن بن علی بن ابی طالب‏» ، در اندلس، به حكومت رسید و برادرش «قاسم بن حمود» حاكم جزیره خضراء شد. (9) در محرم 407 ه .ق، «مستعین‏» ، دو نفر به نام قاسم و علی (فرزندان حمود بن میمون بن احمد بن علی بن عبیدالله عمر بن ادریس بن ادریس بن عبدالله بن حسن بن حسن بن علی بن ابی‏طالب) را به امارت سیته و جزیره خضراء منصوب كرد. قاسم، حاكم جزیره خضراء و علی، والی سبته شدند. (10) در سال چهارصد و سیزده ه .ق، یحیی بن علی به جزیره خضراء حمله كرد و بر آن مستولی شد. (11) در سال 431 ه .ق، قاسم بن محمود، پس از مرگ و یا كشته شدن، در جزیره خضراء دفن گردید. (12) در سال 479 ه ق، «یوسف بن تاشفین‏» پس از پیروزی در نبرد «زلاقة‏» (13) به جزیره خضراء بازگشت. (14) در سال 551 ه .ق، «عبد المؤمن‏» ، پسرش «ابا سعید» را به ولایت «سبته‏» و «جزیره خضراء» منصوب كرد. (15) در سال 580 ه .ق، یوسف بن عبدالمؤمن «از خلفای موحدین‏» برای نبرد با نصارای اندلس در جبل الطارق پیاده شدند و سپس به جزیره خضراء وارد شدند و پس از آن به طرف «اشبونه‏» («لیسبون‏» فعلی كه در كشور پرتغال واقع است) حركت كرد و در آن نبرد نیز پیروز شد. یوسف، در این نبرد، مجروح گشت و در راه بازگشت‏به جزیره خضراء از دنیا رفت. (16) در سال 621 ه .ق، «غرناطه‏» از دست دولت موحدین بیرون رفت و از اندلس، فقط «اشبیلیه‏» و جزیره خضراء در دست آنان ماند. (17) این‏ها، تنها، گوشه‏ای از یادكرد «جزیره خضراء» در كتاب‏های تاریخی است. این حوادث تا سال 897 ه .ق - كه اندلس به طور كلی از دست مسلمانان خارج شد - ادامه داشته است. در این سال‏ها، حاكمان مختلفی از جمله، حمودهای بنی هود، بنی عامر، مرابطین، حاكمان مغرب، ... بر آن حكومت كردند و گاه نیز با هجوم مسیحیان، «جزیره خضراء» برای مدتی از حاكمیت مسلمانان خارج بوده است. شهر «قرطبه‏» كه از مهم‏ترین شهرهای اندلس در زمان حكومت مسلمانان بوده است، دارای هفت دروازه بود: باب القنطرة كه باب الوادی و باب جزیرة الخضراء نیز گفته می‏شد; باب الحدید (سرقسطة) ; باب ابن عبدالجبار (طلیطلة) ; باب طلبیره (لیون) ; باب عامر; باب بطلیوس; باب النطارین (اشبیلیة) . این نامگذاری، نشان می‏دهد كه جزیره خضراء، مكان مشهوری در اندلس بوده است. به گونه‏ای كه در شهر معروف و بزرگ قرطبه دروازه‏ای به این نام وجود داشته است. قاهره و الازهر در این داستان از قاهره و الازهر نیز یاد شده است. بنابر آن چه در داستان مذكور آمده، راوی داستان، همراه استاد خود به طرف اندلس حركت كرده است. باید توجه داشت كه دست‏رسی به اندلس از مسیر قاهره، به دو صورت میسر است: از طریق دریای مدیترانه; پیمودن ساحل جنوبی مدیترانه و گذر از شمال آفریقا. با توجه به این كه در داستان، به سرزمین بربرها اشاره شده، به نظر می‏رسد كه مسیر آنان، از طریق خشكی و سواحل جنوبی مدیترانه بوده، بویژه آن كه هیچ ذكری از دریا و كشتی، در مرحله نخست‏سفر به میان نیامده است. بربرها» ، طایفه‏ای سفید پوست و از نژاد «حامی‏» بودند كه در شمال آفریقا زندگی می‏كردند. اكثر آنان، در قرن یكم هجری، به اسلام گرویدند. (18) بنابراین، «علی بن فاضل‏» در سواحل جنوبی مدیترانه، سیر كرده است. و در این سیر از سرزمین بربرها گذر كرده است. جزایر رافضیان (شیعیان) سرزمین مصر و شمال آفریقا، چندین قرن تحت استیلای حكومت فاطمی (از طوایف شیعه) قرار داشت. نیز، دولت موحدین - كه با عقاید انحرافی مرابطین و... به ستیز برخاست، از نظر پایه‏های فكری شباهت زیادی به شیعه داشت. حكومت موحدین: موحدین، از سال 517 ه .ق، به نبرد با مرابطین پرداختند و در سال 541 ه .ق، اندلس را فتح كردند و تا سال ششصد و سی و دو ه .ق، اندلس را در اختیار داشتند. بنیانگذار این حركت، شخصی به نام محمد بن عبدالله بن تومرت بود كه در «سوس‏» قیام كرد و خود را از فرزندان «حسن مثنی‏» می‏دانست. او، نسبت‏خود را چنین نوشته است: «محمد بن عبدالله بن عبدالرحمان بن هود بن خالد بن تمام بن عدنان بن صفوان بن سفیان بن جابر بن یحیی بن عطاء بن ریاح ابن یسار بن عباس بن محمد بن حسن بن حسن بن علی بن ابی‏طالب‏» . (19) حركت ابن تومرت، متاثر از اصلاحاتی بود كه «غزالی‏» در سرزمین‏های مغرب اسلامی نشر داد. ابن تومرت، در بغداد، در درس غزالی حاضر و تحت تاثیر تفكرات او قرار گرفت و از همان جا، فكر برانداختن مرابطین و تاسیس حكومت موحدین، در او پدیدار شد. (20) افكار و عقاید محمد بن تومرت افكار و عقاید محمد بن تومرت را در موارد زیر می‏توان خلاصه كرد: مبارزه با منكرات و فساد حاكمان; تكیه بر نام «مهدی آل محمد» و تبلیغ وسیع از اصل مهدویت; ادعای مهدویت و این كه او همان مهدی موعود است; گفته‏اند، او، در باطن، به مذهب شیعه تمایل داشت، ولی اظهار نمی‏كرد. (21) موحدین، به پیشوایی عبدالمؤمن، در سال 540 ه .ق، بر قسمت غربی اندلس تسلط یافتند و جزیره خضراء و اشبیلیه و قرطبه و غرناطه را فتح كردند. آن چه بیش از هر چیز در حكومت موحدین قابل تامل است و توجه به آن برای درك زمینه‏های پیدایش داستان جزیره خضراء لازم است، موضوع مهدویت و ادعای آن از سوی محمد بن تومرت است. این عقیده، پس از تومرت، در میان پیروان او باقی ماند، به گونه‏ای كه برخی از آنان مرگ تومرت را منكر شدند و باور داشتند كه او بار دیگر ظهور خواهد كرد. ابن تومرت، در خطبه‏های خود چنین می‏گفت: الحمدلله... و صلی الله علی سیدنا محمد المبشر بالمهدی یملا الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا یبعثه الله اذا نسخ الحق بالباطل و ازیل العدل بالجور، مكانه المغرب الاقصی و زمنه آخر الزمن و اسمه اسم النبی و نسبه نسب النبی و قد ظهر جور الامراء و امتلات الارض بالفساد و هذا آخر الزمان والاسم الاسم والنسب النسب والفعل الفعل. (22) بنابراین «محمد ابن تومرت‏» به صراحت‏خود را «مهدی موعود» نامیده است. تاریخچه نهضت‏های شیعی در بلاد مغرب (شمال آفریقا و اندلس) حركت‏های شیعی در شمال آفریقا و اندلس، فراوان بوده است، در كتب تاریخی، خصوصا آن‏هایی كه دارای وابستگی‏هایی به خلافت عباسی و یا اموی بوده‏اند، از این حركات به عنوان «رافضیان‏» یاد می‏كنند. «ابن خلدون‏» می‏نویسد: «دولت عبیدیان (فاطمیان) قریب دویست و هفتاد سال دوام یافت ... سپس فرمانروایی آنان منقرض شد در حالی كه شیعیان ایشان در همه معتقدات خود باقی و پایدار بودند ... شیعیان آنان، بارها پس از زوال دولت و محو شدن آثار آن، خروج كردند ... در رافضی‏گری تعصب داشتند ... آن قوم از این سوی بدان سوی منتقل می‏شدند; زیرا، در معرض بدگمانی دولت‏ها قرار داشتند و زیر نظر و مراقبت‏ستمكاران بودند و به سبب بسیاری پیروان و پراكنده شدن دعات ایشان در نقاط دور و خروج‏های مكرر آنان، یكی پس از دیگری، رجال آنان به اختفا پناه برده و كما بیش شناخته نمی‏شدند، چنان كه گفته شاعر درباره آنان صدق می‏كرد كه «اگر از روزگار، نام مرا بپرسی، نمی‏داند و اگر مكان مرا بپرسی، جایگاه مرا باز نخواهد شناخت‏» . (23) برای بررسی بیش‏تر درباره وضعیت اندلس و بلاد مغرب در قرون مرتبط با موضوع بحث، یكی از مهم‏ترین اسناد و مداركی كه در دست است كتاب «العبر» از «ابن خلدون‏» ، خصوصا مقدمه آن است. نقل‏ها و تحلیل‏های ابن خلدون در این زمینه، اهمیت فراوان دارد; چرا كه او به منزله شاهدی است كه حوادث قرن هفتم و هشتم را برای ما گزارش كرده است. «موقعیت جغرافیایی جزیره خضراء» ، در كلام ابن خلدون، چنین آمده است: اقلیم چهارم ... بر ساحل جنوبی; این قطعه در جنوب شهر طنجه واقع است و این قطعه دریا در شمال «طنجه‏» به وسیله یك خلیج تنگ به عرض دوازده میل، میان طریف و جزیرة خضراء در شمال و قصر مجاز و سبته در جنوب، واقع است. (24) و همه این نواحی، از بلاد اندلس باختری به شمار می‏روند و نخستین آن‏ها، شهر طریف است كه نزدیك جایگاه پیوستگی دو دریا است و در خاور آن، بر ساحل دریای روم، به ترتیب، جزیرة خضراء و مالقة و ... قرار دارد. (25) ابن خلدون، در مورد رواج تفكر و ادعای مهدویت در آن زمان، چنین می‏نویسد: «ابن قسی‏» (26) صاحب كتاب «خلع النعلین‏» مردم اندلس را به نام دعوت به حق، شوراند. او، كمی پیش از دعوت مهدی (ابن تومرت) كار خود را آغاز كرد. (27) آگاهی برخی از این دسته، خود را به «فاطمی موعود» و یا «منتظر» نسبت می‏دهند; یعنی، یا خویش را، خود او می‏خوانند و یا از جمله داعیان وی می‏شمرند ... چنان كه در آغاز این قرن (قرن هشتم) در «سوس‏» مردی از متصوفه به نام «تویذری‏» خروج كرد و به مسجد «ماسه‏» در ساحل دریای آن جا شتافت و از روی تلبیس و عوام فریبی، خود را در نزد مردم آن ناحیه، «فاطمی موعود» می‏پنداشت، چه مغز عامیان آن سامان را از پیشگویی‏های مربوط به انتظار فاطمی موعود، پر كرده بود. نخست، طوایفی از بربرها پیرامون وی گرد آمدند ... همچنین در آغاز این قرن، مردی به نام «عباس‏» در «عماره‏» خروج كرد و همین ادعا را مطرح ساخت و گروهی گرد او آمدند. او به «بادیس‏» یكی از نواحی آن جا لشكر كشید و چهل روز پس از ظهورش كشته شد. (28) پس از مرابطان، مهدی پدید آمد و مردم را به حق دعوت می‏كرد ... و مذهب مردم مغرب را نكوهش می‏كرد ... و پیروان خویش را «موحدان‏» نامید ... و رای خاندان نبوت را در امام معصوم می‏دانست و ناچار، چنین امامی، در هر زمان باید وجود داشته باشد تا به سبب وجود او، نظام جهان حفظ شود. و این كه وی را (ابن تومرت) «امام‏» نامیدند، به سبب آن است كه در مذهب شیعه، خلفای خویش را بدین لقب می‏خواندند و با كلمه «امام‏» لفظ، «معصوم‏» را مرادف می‏آورند تا اشاره به مذهب شیعه در عصمت امام باشد ... مهدی، به نام امیرالمؤمنین خوانده می‏شد و وی «صاحب الامر» بود. (29) «محمد بن ابراهیم ایلی‏» داستان شگفت آوری از این گونه موارد برای من نقل كرد و آن، این است كه هنگام سفر حج، از رباط عباد - كه مدفن شیخ «ابومدین‏» در كوه تلمسان است - مردی از خاندان پیامبر (سید) كه از ساكنان كربلا بوده است، همسفر او می‏شود. آن مرد، دارای پیروان و شاگردان و خدمتگزاران بسیار بوده و در میان قوم خود، پایه ارجمندی داشته است و در بیش‏تر شهرها، همشهریانش از او استقبال می‏كردند و مخارج وی را می‏پرداختند. شیخ گوید: میان ما، دوستی استوار گردید و موضوع كار او بر من كشف شد كه وی با همراهان خویش از كربلا كه اقامت‏گاه او بود، برای جست و جوی فرمانروایی و ادعای این كه فاطمی است، به مغرب آمده و چون دیده كه دولت مرینیان (كه در آن هنگام تلمسان را پایتخت‏خود قرار داده)، در نهایت قدرت است، به همراهان خود گفته است: «برگردید كه ما دچار غلط و اشتباه شده‏ایم و اكنون هنگام ادعای ما نیست...» . (30) ابن خلدون، وضعیت نیروی دریایی مسلمانان را در مدیترانه (بحر ابیض)، چنین گزارش كرده است: «نیروی دریایی اندلس، در روزگار عبدالرحمان ناصر، به دویست كشتی رسیده بود و نیروی دریایی افریقیه نیز به همان اندازه و یا در آن حدود بود ... مسلمانان، در روزگار دولت اسلامی، بر كلیه سواحل این دریا (مدیترانه) تسلط یافته بودند و قدرت و صولت ایشان در فرمانروایی بر آن دریا، به اوج عظمت رسیده بود... ابوالقاسم شیعی و پسرانش، با نیروی دریایی خویش، از مهدیه به جزیره جنوه (ژنو) حمله می‏بردند و پیروزی می‏یافتند ... مجاهد عامری، جزیره ساردنی را به وسیله نیروی دریایی در سال 405 ه .ق، فتح كرد. سپاهیان اسلام، به وسیله نیروی دریایی خویش، از سیسیل تا اروپا دریانوردی می‏كردند و با پادشاهان فرنگ به نبرد برمی‏خاستند ... چندان كه اثری از نیروی دریایی مسیحیان بر جای نماند ... در ناحیه غربی این دریا (مدیترانه)، همواره، ناوگان نیرومند و نیروی دریایی مهمی وجود داشته و هم اكنون نیز (زمان ابن خلدون) وجود دارد و هیچ دشمنی را یارای تجاوز. منبع: شبستان

بررسی افسانه جزیره خضراء 1

از آن جا كه در دو دهه‏ی گذشته با قلم فرسایی برخی افراد بی‏اطلاع از تاریخ، داستان جزیره خضرا منتشر شده و به علاوه، در تكلفی ناشیانه، آن را بر مثلث‏برمودا تطبیق كرده‏اند، لازم شد در اطراف این واقعه، كنكاش بیشتری صورت گیرد تا اذهان ارادتمندان به حضرت ولی عصر (عج) از این گونه خطاها پیراسته شود .

از آن جا كه در دو دهه‏ی گذشته با قلم فرسایی برخی افراد بی‏اطلاع از تاریخ، داستان جزیره خضرا منتشر شده و به علاوه، در تكلفی ناشیانه، آن را بر مثلث‏برمودا تطبیق كرده‏اند، لازم شد در اطراف این واقعه، كنكاش بیشتری صورت گیرد تا اذهان ارادتمندان به حضرت ولی عصر (عج) از این گونه خطاها پیراسته شود . (1) مباحثی كه در این بررسی بدان پرداخته خواهد شد، عبارتند از:خلاصه‏ی داستان جزیره‏ی خضرا،داستان اول،بررسی داستان اول از نظر سند،بررسی داستان اول از نظر متن،بررسی داستان اول از نظر تاریخی،خلاصه‏ی مباحث،داستان دوم،بررسی داستان از نظر سند،بررسی داستان از نظر متن،بررسی داستان از نظر تاریخی،ارتباط دو داستان ،نتیجه و خلاصه‏ی مباحث. «جزیره‏ی خضراء» از جمله داستان‏هایی است كه تحت تاثیر حوادث زمان خود شكل گرفته و پس از مقداری تحریف و تطبیق بی‏جا در مورد آن ، در برخی مجامع روایی شیعه نفوذ كرده است. تاریخ جهان اسلام و عقاید و افكاری كه در بستر آن ظهور و بروز كرده، اقیانوسی متلاطم و بی‏كران و عرصه‏ای بسیار گسترده است . حركت در امواج متلاطم و بعضا ظلمانی این اقیانوس، نیازمند وسیله‏ای مطمئن و راهنمایی دریادیده است . در غیر این صورت، در شب تاریك دریا و امواج سهمگین آن، نمی‏توان راهی به ساحل نجات یافت . عقاید، اخبار و احادیثی كه در بستر این فرهنگ نیازمند بررسی و نقد هستند، كم نیستند . فقهای اسلام از عصر غیبت تاكنون سعی بر حراست اخبار و احادیث از نفوذ خطاها، تحریف‏ها و انحرافات داشته‏اند . اگر زحمات آن بزرگواران نبود، سرنوشت اسلام و تشیع دستخوش مخاطرات عظیم فكری می‏گشت و راه كشف حقیقت‏بر همگان مسدود می‏شد . از آن جا كه در دو دهه‏ی گذشته با قلم فرسایی برخی افراد بی‏اطلاع از تاریخ، داستان جزیره خضرا منتشر شده و به علاوه، در تكلفی ناشیانه، آن را بر مثلث‏برمودا تطبیق كرده‏اند، لازم شد در اطراف این واقعه، كنكاش بیشتری صورت گیرد تا اذهان ارادتمندان به حضرت ولی عصر (عج) از این گونه خطاها پیراسته شود . (1) مباحثی كه در این بررسی بدان پرداخته خواهد شد، عبارتند از:خلاصه‏ی داستان جزیره‏ی خضرا،داستان اول،بررسی داستان اول از نظر سند،بررسی داستان اول از نظر متن،بررسی داستان اول از نظر تاریخی،خلاصه‏ی مباحث،داستان دوم،بررسی داستان از نظر سند،بررسی داستان از نظر متن،بررسی داستان از نظر تاریخی،ارتباط دو داستان ،نتیجه و خلاصه‏ی مباحث. واما خلاصه‏ی داستان بدین شرح است: مرحوم علامه مجلسی‏قدس سره در بحارالانوار (ج 52، ص 159) می‏نویسند: رساله‏ای یافتم مشهور به داستان جزیره‏ی خضراء . . . و چون آن را در كتاب‏های روایی ندیدم، عین آن را در فصل جداگانه‏ای آوردم . یابنده‏ی آن متن می‏گوید: در آن متن چنین آمده است: من (فضل بن یحیی كوفی) در سال 699 ه . ق . در كربلا از دو نفر، داستانی شنیدم . آن ها داستان را، از زین الدین علی بن فاضل مازندرانی، نقل می‏كردند . داستان مربوط به جزیره‏ی خضرا در دریای سفید بود . مشتاق شدم داستان را از خود علی بن فاضل بشنوم . به همین دلیل به حله رفتم و در خانه‏ی سید فخرالدین، با علی بن فاضل ملاقات كردم و اصل داستان را جویا شدم . او، داستان را در حضور عده‏ای از دانشمندان حله و نواحی آن چنین بازگو كرد: سال‏ها در دمشق نزد شیخ عبدالرحیم حنفی و شیخ زین الدین علی مغربی اندلسی تحصیل می‏كردم . روزی شیخ مغربی عزم سفر به مصر كرد . من و عده‏ای از شاگردان با او همراه شدیم . به قاهره رسیدیم . استاد مدتی در الازهر به تدریس پرداخت، تا این‏كه نامه‏ای از اندلس آمد كه خبر از بیماری پدر استاد می‏داد . استاد عزم اندلس كرد . من و برخی از شاگردان با او همراه شدیم . به اولین قریه اندلس كه رسیدیم، من بیمار شدم . به ناچار، استاد مرا به خطیب آن قریه سپرد و خود به سفر ادامه داد . سه روز بیمار بودم، پس از آن، روزی در اطراف ده قدم می‏زدم كه كاروانی از طرف كوه‏های ساحل دریای غربی وارد شدند و با خود پشم و روغن و كالاهای دیگر داشتند . پرسیدم: از كجا می‏آیند؟ گفتند: از دهی از سرزمین بربرها می‏آیند كه نزدیك جزایر رافضیان است . هنگامی كه نام رافضیان را شنیدم، مشتاق زیارت آنان شدم . تا محل آنان، 25 روز راه بود كه دو روز بی‏آب و آبادی و بقیه آباد بودند، حركت كردم و به سرزمین آباد رسیدم . به جزیره‏ای رسیدم با دیوارهای بلند و برج‏های مستحكم كه بر ساحل دریا قرار داشت . مردم آن جزیره، شیعه بودند و اذان و نماز آن‏ها بر هیات شیعیان بود . آنان از من پذیرایی كردند . پرسیدم: غذای شما از كجا تامین می‏شود؟ گفتند: از جزیره‏ی خضراء در دریای سفید كه جزایر فرزندان امام زمان (عج) است كه سالی دو مرتبه، برای ما غذا می‏آورند . منتظر شدم تا كاروان كشتی‏ها از جزیره‏ی خضراء رسید . فرمانده‏ی آن، پیرمردی بود كه مرا می‏شناخت و اسم من و پدرم را نیز می‏دانست . او مرا با خود به جزیره‏ی خضراء برد . شانزده روز كه گذشت، آب سفیدی در اطراف كشتی دیدم و علت آن را پرسیدم . شیخ گفت: این دریای سفید است و آن جزیره‏ی خضراء . این آب‏های سفید، اطراف جزیره را گرفته است و هرگاه كشتی دشمنان ما وارد آن شود، غرق می‏گردد . وارد جزیره شدیم . شهر دارای قلعه‏ها و برج‏های زیاد و هفت‏حصار بود . خانه‏های آن از سنگ مرمر روشن بود . . . . در مسجد جزیره با سید شمس الدین محمد كه عالم آن جزیره بود، ملاقات كردم . او مرا در مسجد جای داد . آنان نماز جمعه می‏خواندند (واجب می‏دانستند .) از سید شمس الدین پرسیدم: آیا امام حاضر است؟ گفت: نه، ولی من نایب خاص او هستم . به او گفتم: امام را دیده‏ای؟ گفت: نه، ولی پدرم، صدای او را شنیده و جدم، او را دیده است . سید مرا به اطراف برد . در آن‏جا كوهی مرتفع بود كه قبه‏ای در آن وجود داشت و دو خادم در آن‏جا بودند . سید گفت: من هر صبح جمعه آن‏جا می‏روم و امام زمان را زیارت می‏كنم و در آن‏جا ورقه‏ای می‏یابم كه مسایل مورد نیاز درآن نوشته شده است . من نیز به آن كوه رفتم و خادمان قبه از من پذیرایی كردند . . . در مورد دیدن امام زمان (عج) از آنان پرسیدم، گفتند: غیر ممكن است . درباره‏ی سید شمس الدین از شیخ محمد (كه با او به خضراء آمدم) پرسیدم . گفت: او از فرزندان فرزندان امام است و بین او و امام، پنج واسطه است . با سید شمس الدین، گفت وگوی بسیار كردم و قرآن را نزد او خواندم . از او درباره‏ی ارتباط آیات و این‏كه برخی آیات، با قبل بی ارتباط هستند، پرسیدم . پاسخ داد: . . . . مسلمانان پس از رسول خدا و به دستور خلفا، قرآن را جمع‏آوری كردند . از همین رو، آیاتی كه در قدح و مذمت‏خلفا بود، از آن ساقط كردند . از همین جهت، آیات را نامربوط می‏بینی، ولی قرآن علی علیه السلام كه نزد صاحب الامر (عج) است، از هر نقصی مبراست و همه چیز در آن آمده است . در جمعه‏ی دومی كه در آن جا بودم، پس از نماز، سر و صدای بسیار زیادی از بیرون مسجد شنیده شد . پرسیدم: این صداها چیست؟ سید پاسخ داد: فرماندهان ارتش ما هر دو جمعه‏ی میانی ماه سوار می‏شوند و منتظر فرج هستند . پس از این‏كه آنان را در بیرون مسجد دیدم، سید گفت: آیا آنان را شمارش كردی؟ گفتم: نه . گفت: آنان سیصد نفرند و سیزده نفر باقی مانده‏اند . از سید پرسیدم: علمای ما احادیثی نقل می‏كنند كه هر كس پس از غیبت ادعا كند مرا دیده است، دروغ می‏گوید . حال چگونه است كه برخی از شما، او را می‏بینید؟ سید گفت: درست می‏گویی، ولی این حدیث مربوط به زمانی است كه دشمنان آن حضرت و فرعون‏های بنی العباس فراوان بودند، اما اكنون كه این چنین نیست و سرزمین ما از آنان دور است، دیدار آن حضرت ممكن است . سید شمس الدین ادعا كرد كه: تو نیز امام زمان (عج) را دو مرتبه دیده‏ای، ولی نشناخته‏ای . هم‏چنین گفت كه آن حضرت، خمس را بر شیعیان خود مباح كرده است و آن حضرت هر سال حج می‏گذارد و پدرانش را در مدینه، عراق و طوس زیارت می‏كند . این خلاصه‏ای از داستان بود . البته كسانی كه خواهان اطلاع دقیق‏تری هستند، می‏توانند داستان را در بحارالانوار یا منابع دیگر مطالعه كنند . >بررسی داستان از نظر سندمجهول بودن راوی و استنساخ كننده‏ی نسخه‏ی مكتوب داستانبررسی شخصیت‏های داستانشخصیت فضل بن یحیی علی طیبی كوفیبررسی داستان از نظر متن و محتوامله مطالبی كه در ضمن گفت‏وگوی علی بن فاضل (مجهول) با شمس الدین (مجهول) آمده است، تصریح به تحریف قرآن است . یعنی كسی كه این داستان را بپذیرد، بایستی با یك خبر كه مجهول الراوی و نهایتا خبر واحد است، قایل به تحریف قرآن باشد، حال آن كه نقل قرآن، متواتر است و نص قرآن نیز به حفظ آن از هرگونه تحریف، تصریح دارد . (4) مگر آن كه كسی مسلك اخباریون را داشته باشد، كه با یك سری اخبار ضعیف و بی‏اعتبار هم‏چون حدیث مذكور، مهم‏ترین سند اسلام و متقن‏ترین آن را تحریف شده بداند كه این نهایت‏بی‏فكری و كم خردی و دوری از عقل و منطق است . آری، شمس الدین مذكور در قصه، به صراحت می‏گوید كه قرآن جمع‏آوری شده در زمان خلفا، تحریف شده است . و جمعوا هذا القرآن و اسقطوا ما كان فیه من المثالب التی صدر منهم بعد وفاة سید المرسلین صلی الله علیه و آله فلهذا تری الآیات غیر مرتبطة . (5) چگونه می‏توان قرآن متواتر و تضمین شده را كه همه‏ی ائمه علیهم السلام به آن استناد می‏كردند، با چنین اخباری زیر سؤال برد؟ ! و آیا كسانی كه چنین مجعولاتی را رواج می‏دهند، به توابع آن توجه دارند؟ ! - راوی مجهول این خبر (علی بن فاضل) كه با نسبت مازندرانی از او یاد می‏شو، د در ضمن داستان، خود را عراقی الاصل معرفی می‏كند . گرچه محتمل است كه اشتهار یك نفر در انتساب به شهر یا منطقه‏ای با اصالت او متفاوت باشد، ولی به نظر می‏رسد سازنده‏ی این داستان، دچار اندكی كم حافظه‏گی شده است كه یك بار، او را به نام مازندرانی و بار دیگر، عراقی الاصل معرفی می‏كنند . - در متن داستان آمده است: هذا هو البحر الابیض و تلك الجزیرة الخضراء و هذا الماء مستدیر حولها مثل السور من ای الجهات اتیته وجدته و بحكمة الله ان مراكب اعدائنا اذا دخلته غرقت . . . . ولی علی بن فاضل به هنگام گزارش از جزیره، آن را دارای هفت‏حصار می‏داند و از برج‏های محكم دفاعی آن یاد می‏كند . حال اگر این جزیره به وسیله‏ی آب‏های سفید و نیروی غیبی، محافظت می‏شده، به حصارهای محكم چه نیازی داشته است؟ این مطلب وقتی بیشتر اهمیت پیدا می‏كند كه توجه داشته باشیم سید شمس الدین و چندین نسل از اجداد او در آن سرزمین زندگی می‏كرده‏اند؟ ! ! - در ضمن داستان، به نقل از خادمان قبه می‏نویسد: «رؤیت امام غیرممكن است‏» ، ولی در گفت وگوی با سید شمس الدین، او سخن دیگری بر زبان می‏راند و می‏گوید: «ای برادرم! هر مؤمن با اخلاصی می‏تواند امام را ببیند، ولی او را نمی‏شناسد» . حال چگونه بین غیرممكن بودن رؤیت و دیدن مشروط می‏توان جمع كرد؟ - در یكی از روزهای جمعه، وقتی علی بن فاضل، سر و صدای زیادی از بیرون مسجد می‏شنود و علت را از سید شمس الدین جویا می‏گردد، وی اظهار می‏دارد كه سیصد نفر از فرماندهان، منتظر ظهور حضرت هستند و منتظر 13 نفر دیگرند . بر این اساس، بایستی این سیصد نفر كه از خواص حضرت هستند، نیز دارای عمرهای طولانی باشند و تا اكنون نیز در قید حیات بوده و پس از حال نیز به زندگی ادامه دهند، تا زمان ظهور فرا رسد . آیا ما بر چنین سخن گزافی، دلیلی داریم؟ دلایل تنها در مورد امام زمان و برخی دیگر از انبیای الهی است، ولی در مورد سیصد نفر كه آنان نیز چنین عمرهایی داشته باشند، دلیلی در دست نداریم . - به مقتضای این خبر، خمس بر شیعیان حضرت، حلال است و ادای آن واجب نیست . این مطلب، خلاف نظر فقهای اسلام از آغاز غیبت تاكنون است . - علی بن فاضل از سید شمس الدین می‏پرسد: آیا تو امام علیه السلام را دیده‏ای؟ گفت: نه، ولی پدرم به من گفت كه سخن امام را شنیده، ولی شخص او را ندیده و جدم سخنانش را شنیده و شخص او را دیده است . ولی سید شمس الدین در جای دیگر همین داستان می‏گوید: «هر مؤمن با اخلاصی می‏تواند امام را ببیند، ولی او را نشناسد . گفتم: من از جمله‏ی مخلصان هستم، ولی او را ندیده‏ام: گفت: دو بار او را دیده‏ای; یك با در راه سامرا و یك بار در سفر مصر . . . . حال سؤال این است: چگونه كسی كه ادعای نیابت‏خاص دارد و از ملاقات‏های امام علیه السلام مطلع است، خود، آن حضرت را ندیده است و اظهار می‏دارد كه پدرش، سخن آن حضرت را شنیده است؟ در جای دیگر داستان، ادعا می‏كند كه او (امام زمان عج) پدرانش را در مدینه، عراق و طوس، زیارت می‏كند و به سرزمین ما برمی‏گردد . معنای این سخن آن است كه سید شمس الدین از سفرهای امام زمان و ورود و خروج آن حضرت نیز مطلع بوده و آن حضرت خود در جزیره‏ی خضراء ساكن است . حال چگونه است كسی كه چنین اطلاعات دقیقی از امام علیه السلام دارد، آن حضرت را ندیده است . پی‏نوشت‏ها: . نگارنده در اوایل دهه‏ی 1360 ه ق در جزوه‏ای كه جهت پاسخ به سؤالات در برخی مراكز علمی تهیه شده بود، به نقد داستان پرداختم . در سال‏های بعد، نویسندگان متعددی بحمد الله دست‏به قلم برده و حقایق را آشكار كردند . ر . ك: جزیره‏ی خضراء در ترازوی نقد، علامه جعفر مرتضی عاملی; جزیره‏ی خضراء تحریفی در تاریخ شیعه، غلام‏رضا نظری . از آن جا كه دیدگاه نگارنده در بررسی این موضوعات قدری با نظر نویسندگان این كتاب‏ها متفاوت بود، پرداختن دوباره به این موضوع را مناسب دانستم . . بحارالانوار، ج 1، ص 10 . . كشف الغمة، ج 1، ص 445 . . «انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون‏» . حجر، 9 . . بحارالانوار، ج 52، ص 170 . منبع: شبستان

درباره وبلاگ

مرا کسی نساخت،
خدا ساخت،
نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم.
کسم خدا بود، کس بی کسان.
در باغ بی برگی زادم
و در ثروت فقر غنی گشتم
و از چشمه ایمان سیراب شدم
و در هوای دوست داشتن دم زدم
و در آرزوی آزادی سر برداشتم
و در بالای غرور قد کشیدم
و از دانش طعامم دادند
و از شعر شرابم نوشاندند
و از مهر نوازشم کردند تا :
حقیقت دینم شد و راه رفتنم ،
خیر حیاتم شد و کار ماندنم ،
زیبایی عشقم شد و بهانه زیستنم

سلام:من سعید علیزاده دانشجو رشته الکترونیک هستم 09361521021
به' مرجع مقالات واخبار جالب مذهبی' خوش اومدید
با نظرات خود ما را یاری كنید
مدیر وبلاگ : سعید علی زاده

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • آهای کسی که اسم خودت رو گذاشتی مسلمون چقدر حاضری برای تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات بفرستی ایا اصلا حاضری؟ ختم1000000(یک میلیون) (تاتاریخ6.12.90 - 48883











نویسندگان

PageRank
وبلاگicon
Google Pagerank, SEO tools

مترجم سایت