
بهترین راه حل تعارضات و درگیری های درونی تفکر در خود و شناخت خود است، انسان تا خود و تمایلات و خواسته هایش را خوب نشناسد کاری از پیش نخواهد برد ، اما این شناخت خود چگونه حاصل می شود ؟
- فکر در «خود» به معناى سفر در «خود» و سیر در آن، به صورتى که از همه چیز منقطع و منصرف شویم و به حقیقت خود برگردیم و حقیقت نورى ما تجلّى کند و باب معرفت و شهود به روى ما باز شود. این فکر، همان فکر مخصوص و راهگشا است که از امور بسیار مهم، در سلوک به شمار مىآید
یکى ره برتر از کون و مکان شو جهان بگذار و خود در خود جهان شو

در میدان مهر و محبت، مهمتر از هر مسألهای، «ارزشمندی محبوب و معشوق» است. چرا که تنها عاشقپیشگی و دلدادگی نیست که از انسان موجودی متفاوت میسازد، بلکه مهمتر از آن ارزشمندی و بزرگی موجودی است که محبت انسان بدان تعلق میگیرد.

عامل اصلی و زیربنایی سستی در نماز و خواب ماندن برای نماز صبح و یا هر کوتاهی ای که در زمینه دین و عبودیت پیدا می شود در ضعف ایمان است. البته همه ما کم و بیش از این عارضه رنج می بریم و ایمان کامل برای انسان مومن یک ایده آل و آرزوی نهایی است ولی باید بکوشیم هر چه بیشتر آن را تقویت نماییم. در روایت هست که ایمان ده درجه دارد و وظیفه مومن حرکت در این مسیر و افزودن به این درجات است. گناه بودن در صورتی است که اراده خودش در این زمینه دخیل باشد.
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود.
انسان گرفتار روزمرگی با مرگ خلاقیت مواجه است. تکرار مکررات و پیاده سازی کارهای هر روزه مانعی برای بروز ایدههای نو خواهد شد و کسی که توانایی آفرینش را از دست بدهد به افسردگی و تنهایی دچار میشود.

کمتر کسی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم یعنی زمانی که انقلاب صنعتی با اختراع ماشین بخار خود را به دنیا نشان داد تصور میکرد این انقلاب تا این حد بر ریزترین ابعاد زندگی بشر تأثیرگذار شود. این انقلاب به مرزهای انگلستان و اروپا محدود نشد و مناطق دیگر جهان با سودای پیشرفت شروع به تقلید و رهروی از غرب کردند.
بر اساس یک اصل کلی هر اقدامی فارغ از بدی یا خوبی اثراتی به همراه دارد. انقلاب صنعتی نیز از این اصل جدا نماند و آثار مخرب آن به دنبال اثرات مثبتش خود نمایی کرد. از دیدگاه جامعه شناسی یکی از آثار منفی صنعتی شدن زندگی انسانها روزمرگی است.
کارشناسان
از نشانههای روزمرگی را فردگرایی و تنهایی میشمرند، بلایی که امروزه
گریبان گیر زندگی مردم غرب است. اتکای بیش از حد به نیروی فردی و از طرفی
دیگر وجود رقابت شدید برای زنده ماندن و گرفتن فرصتهای برتر از دلایل این
پدیده دانسته شده است. فردی که در جامعه مدرن فعالیت میکند باید طبق شرایط
خاص اجتماعی که عمو ما تحمیلی هستند برای بقا تلاش کند.

امام حسن عسکرى علیه السلام می دانست كه اراده الهى براى ایجاد دولت «الله» بر روى زمین، بر این تعلق گرفته است كه فرزندش مهدى علیه السلام غیبت كند و هموار كردن راه غیبت بر عهده اوست. محیط امام علیه السلام كه محیطى فاسد و منحرف بود و سطح فکری و روحى آن پائین آمده بود، نمىتوانست تا ژرفاى این ایمان، بالائى گیرد و به بلنداى این تفكر دست یابد. بخصوص كه غیبت امام رویدادى بود كه در تاریخ امت، مانندى نداشت.
اساتید اخلاق شیطان را به سگ چوپان تشبیه نموده و گفتهاند : شما با شیطان مانند مرد غریبی که از دست سگ چوپان به صاحب او پناه میبرد باشید، هر گاه سگ چوپان به مرد غریبی حمله میکند و میخواهد او را گاز بگیرد مرد غریب به صاحب سگ پناه میبرد.

باید به شیطان و دستورات او «نه» بگویید که دست یابی به این هدف نیز توجه شما را به چند نکته جلب می نماییم .
نکته اول : شیطان قدم به قدم انسان را فریب میدهد لذا در همان قدم اول باید به او« نه » گفت .
خداوند متعال از برنامه های شیطان تعبیر به « خطوات » نموده و میفرماید :یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّیْطانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ (النور - 21)
ای کسانی که ایمان آوردهاید! از گامهای شیطان پیروی نکنید! هر کس پیرو شیطان شود(گمراهش میسازد، زیرا) او به فحشا و منکر فرمان میدهد!
جمله «خطوات الشّیطان» (گامهای شیطان) گویا اشاره به یک مسأله دقیق تربیتی دارد، و آن این که انحرافها غالبا به طور تدریج در انسان نفوذ میکند، وسوسههای شیطان معمولا، انسان را قدم به قدم و تدریجا در پشت سر خود به سوی پرتگاه میکشاند، لذا قرآن میگوید: از همان گام اول باید به هوش بود و با شیطان همراه نشد! ( برگزیده تفسیر نمونه، ج1، ص: 150)
آیات قرآن عقیده به تناسخ را صریحا نفى، مىكند، زیرا معتقدان به تناسخ چنین مىپندارند كه انسان بعد از مرگ بار دیگر به همین زندگى باز مىگردد منتها روح او در جسم دیگر (و نطفه دیگر) حلول كرده و زندگى مجددى را در همین دنیا آغاز مىكند، و این مساله ممكن است بارها تكرار شود، این زندگى تكرارى در این جهان را" تناسخ" یا" عود ارواح" مىنامند.
این آیات مىگوید: بعد از مرگ، یك حیات بیش نیست و طبعا این حیات همان زندگى در رستاخیز و قیامت است.

در ادامه توضیحات آیات 28 و 29 سوره مباركه بقره پرداختن به نكات زیر ضروری به نظر می رسد:
آیات ذكر شده از جمله آیات متعددى است كه عقیده به تناسخ را صریحا نفى، مىكند، زیرا معتقدان به تناسخ چنین مىپندارند كه انسان بعد از مرگ بار دیگر به همین زندگى باز مىگردد منتها روح او در جسم دیگر (و نطفه دیگر) حلول كرده و زندگى مجددى را در همین دنیا آغاز مىكند، و این مساله ممكن است بارها تكرار شود، این زندگى تكرارى در این جهان را" تناسخ" یا" عود ارواح" مىنامند.
این آیات مىگوید: بعد از مرگ، یك حیات بیش نیست و طبعا این حیات همان زندگى در رستاخیز و قیامت است، و به تعبیر دیگر بیان می دارد:
شما مجموعا دو حیات و مرگ داشته و دارید، نخست مرده بودید (در عالم موجودات بىجان قرار داشتید) خداوند شما را زنده كرد، سپس مىمیراند و بار دیگر زنده مىكند، اگر تناسخ صحیح بود، تعداد حیات و مرگ انسان بیش از دو حیات و مرگ بود.
بنابراین عقیده به تناسخ كه گاهى نام آن را تغییر داده،" عود ارواح" مىنامند از نظر قرآن باطل و بى اساس است.
امید بخشترین آیه قرآن این آیه است :
"وَ أَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَ زُلَفًا مِّنَ اللَّیْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّـیِّئَاتِ ذَلِکَ ذِکْرَی لِلذَّاکِرِینَ"؛(سوره هود آیه 114)

در داستان جالبی از حضرت علی(علیهالسلام) به این مضمون نقل شده است که روزی رو به سوی مردم کرد و فرمود: به نظر شما امید بخشترین آیه قرآن کدام آیه است ؟ بعضی گفتند آیه : " إِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ أَن یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَن یَشَاء وَ مَن یُشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَی إِثْمًا عَظِیمًا " ؛ خداوند هرگز شرک را نمیبخشد و پائین تر از آن را برای هر کس که بخواهد میبخشد . (سوره نساء آیه 48)
امام فرمود: خوب است ، ولی آنچه من میخواهم نیست، بعضی گفتند آیه ”وَ مَن یَعْمَلْ سُوءًا أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللّهَ یَجِدِ اللّهَ غَفُورًا رَّحِیمًا " ؛ هر کس عمل زشتی انجام دهد یا بر خویشتن ستم کند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحیم خواهد یافت.(سوره نساء آیه 110)

الف: تسخیر جن ممکن بوده و عدهای توانستهاند جن را مسخر کنند و به استخدام خود درآورند. اگر چه نمیتوان برای تسخیر جن یک قاعده و اسلوب مشخص و کلی داد اما گروهی که در این باره تلاش کرده و به نتائجی دست یافتند، مرتاضان و ساحران بودند که با ریاضتهای مخصوص و غالبا غیر شرعی قادر بر اموری شدند.
در قرآن کریم راجع به تسخیر جن و شیطان تنها درباره حضرت سلیمان آمده است. از نعمتهایی که خدا به حضرت عطا کرد: «و من الجن من یعمل بین یدیه باذنه » (1) برخی از جنیان پیش روی او به اجازه پروردگارش کار میکنند".
ب: بر اساس روایاتی که در این رابطه وارد شده شیطان گاهی به صورت انسان با ائمه سخن می گفت و گاهی به شکل واقعی خود فلذا ائمه معصومین (علیهم السلام) در برخی از اوقات شیطان را به شکل واقعی خود می دیده اند .
نقش و اهمیت شروع هرکار با نام پروردگار تا آنجا است که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) میفرماید:هر کار مهمی که درآن “بسم الله ” ذکر نشود، بی فرجام است. “

میان همه مردم جهان، رسم است که هرکار مهم و پرارزشی را به نام بزرگی از بزرگان آغاز میکنند، و نخستین کلنگ هر موسسه ارزنده ای را به نام کسی بر زمین میزنند که به او علاقه دارند؛ یعنی آن کار را از آغاز با شخصیت موردنظر ارتباط میدهند. انبیای الهی به انسانهای موحد این گونه تعلیم دادهاند که برای پاینده بودن یک برنامه و جاوید ماندن یک تشکیلات، لازم است آن را به موجود پایدار و جاویدانی ارتباط دهیم؛ موجودی که فنا در ذات او راه ندارد؛ زیرا همه موجودات این جهان به سوی کهنگی و زوال میروند و تنها موجود باقی و ابدی، ذات پاک الهی است.

در دو مقاله پیشین به بررسی انواع روابط دختر و پسر و چرایی آن پرداختیم و دلایل مناسب نبودن دوستی های به اصطلاح خیابانی را بیان کردیم. حال سؤال این است که پس چه کنیم؟ آیا نباید بین دختر و پسر هیچ رابطه ای باشد؟
اگر کسی به شما بگوید کلاً رابطه بین دو جنس ممنوع است نه تنها مسلمان نیست بلکه به عقلش هم شک کنید!!! در دین مبین اسلام ، که برای همه شئون بشر برنامه جامع دارد برای روابط بین دو جنس بشر نیز حساسیت به خرج داده شده است و برای آن ضوابطی تعیین شده از جمله:
شناخت واقعیت های جنس مخالف: اول باید بدانیم که او نیز انسانی چون ماست که دارای ویژگیهای مثبت و منفی ، توانایی و ضعف و خصوصیات اخلاقی مثبت و منفی است. نباید ناراحتی ما از اعضای خانواده منجر به تصوری ایده آل و غیرواقعی از جنس مخالف شود.
شاهزاده ی رؤیایی! : خیالبافی افراطی درباره جنس مخالف به واقع بینی شما لطمه می زند. حواستان باشد آنقدر درباره اش رویاپردازی نکنید که کم کم خودتان هم خیالات خودتان را واقعیت بپندارید!